اشاره:
جايي كه نشسته بوديم" مجتمع امام حسن" در حومه ي جنوبي شهر" بيروت" ودر محله "رويس" بود؛ تابستان سال 2006، بزرگترين انفجار جنگ 33 روزه، در اينجا به وقوع پيوست. هواپيماي جنگي اسرائيلي هشت ساختمان بزرگ را كاملاً ويران كرد. ميهمانان ما، "ديويد بارساميان" مدير و مؤسس راديو" آلترناتيو"( جايگزين) و همچنين نويسنده ي كتاب " مورد هدف قرار دادن ايران"، بودو مهمان ديگر ما خانم" رانيا المصري" استاديار دانشگاه "بلمند" و همچنين يكي از فعالان برجسته ي اردوگاه"نهرالبارد" .ضمن تشكر فراوان از سركار خانم "مريم صالح" براي كمكي كه در انجام اين گفتگو انجام دادند،آن را به شماخوانندگان محترم تقديم مي كنم.
محمد رضا محمدي نجات
اجازه بدهيد مصاحبه را با سؤالي از ديويد بارساميان شروع كنيم، ديويد، چرا موج راديويي شما را به اين نام مي خوانند؟
ديويد: زيرا نقطه ي عطفي است در سيستم كنترل و سلطه ي شركت ها بر رسانه ها در ايالات متحده، ما صدا هايي را معرفي مي كنيم كه تا كنون شنيده نشده اند. براي مثال، رانيا المصري چندين بار مهمان برنامه ي ما بوده است، اسعد ابو خليل، نوام چمسكي، آنجلا ديويس و طارق علي، براي فاش كردن عقايدي كه بيشتر امريكايي ها از آن اطلاعي ندارند، به تعداد زيادي شنونده، بنابراين به بياني اين راديو راديوي جايگزين است.
جايگزين چه؟
ديويد: جايگزين راديو هاي شركتي، پنج شركت، بيشتر رسانه هاي ايالات متحده، تلويزيون، راديو، مجلات و روزنامه ها را كنترل مي كنند؛ توجه زيادي به سمت اين كمپاني هاي توانگر و قدرتمند جلب شده بود، براي عبور از آن ها راديو آلترناتيو/ جايگزين را طرح ريزي و اجرا كردم.
رانيا شما وبلاگي داريد كه توسط آن اطلاعات زيادي به مردم مي دهيد؛ مي شود كمي بيشتر در مورد آن توضيح دهيد؟
رانيا: عنوان اين وبلاگ مقاومت سبز است، آن را مقاومت سبز ناميدم به چندين علت، من مخصوصاً مفهوم سبز را انتخاب كردم چون مي خواستم از اين مفهوم كه محيط ما از اقتصاد جداست، از سياست جداست عبور كنم و در واقع محيط ما با زندگي سياسي و اقتصادي به هم پيوسته است، و قطعاً يكي بر ديگري تأثير مي گذارد. و فكر مي كنم براي ما و مردم ما، اگر مي خواهنددر جهاني سلامت زندگي كنند، مهم است كه محيط اطراف مان را به خاطر داشته باشيم، و دوم اينكه كلمه ي مقاومت را انتخاب كردم تا بگويم راه هاي ديگري براي مبارزه عليه مشكلات وجود دارد به جاي اينكه به سادگي تنها اعتراض كنيم. راه هايي وجود دارد كه ما از ديگران بياموزيم مبارزه كنيم و بتوانيم مبارزه ي خود را با مبارزه ي ديگران ادغام كنيم و اين مبارزه ي ماست كه به پيروزي خواهد رسيد.
ديويد چه حجمي از مردم به برنامه ي راديويي شما گوش مي كنند؟
ديويد: صدها هزار و حتي شايد چندين ميليون به اخبارآن گوش مي دهند، اين موج راديويي در ايالات متحده، كانادا، استراليا، انگليس و جنوب آفريقا در دسترس است، پس شنوندگان زيادي وجود دارد. و يكي از جالب ترين پيشرفت ها در سال هاي اخير، رشد اينترنت است و مردم مي توانند فايل هاي شنيداري ان لاين را در دسترس داشته باشند، بنابراين اين پيشرفتي اعجاب آور است كه به ما اجازه مي دهد مستقل و خارج از كنترل رسانه هاي شركتي به شنونده گان بيشتر برسيم.
آيا مستمعين شما، قسم خاصي از شنوندگان را تشكيل مي دهند يا همه ي مردم به آن گوش مي دهند؟ واقعاً چه كساني به راديوي شما گوش مي دهند؟
ديويد: اين راديو براي همه ي مردمي است كه به دنبال متفاوت ها مي گردند، كه به دنبال چيزي ديگر هستند، به دنبال موضوعي چالش انگيز هستند كه از تبليغات رسانه هاي شركتي عبور كند، خوب همان طور كه مي دانيد تعداد زيادي از مردم در اتومبيل هاي خود به صداي راديو گوش مي دهند و به دنبال امواجي مي گردند كه برايشان جالب باشد و گاهي آن ها به صداي رانيا مصري، طلرق علي،اقبال احمد و يا ادوارد سعيد گوش مي دهند، و من تعداد زيادي نامه و تلفن دريافت كرده ام كي طي آن ها شنوندگان گفته اند:
" من نمي دانستم كه شما وجود داريد" " من از شنيدن اين نقطه نظرات بسيار خوشحالم...من هميشه در درست بودن آنچه درمورد خاورميانه و سياست ها و ايران و افغانستان ترديد داشتم، اما حالا اطلاعاتي كه در اين مورد دارم كه به من قدرت، مقاومت و شهامت مي دهد."
برنامه هاي شما چگونه هستند؟ شما چه نوع اطلاعاتي در اختيار مردم مي گذاريد؟
ديويد: خوب، مثلاً، امروز، آنچه كه من در طول چند سال گذشته بر روي آن تمركز داشته ام رسيدگي به موضوع سياست ها و خط مشي هاي خارجي ايالات متحده در خاور ميانه و حمايت پرقدرت آن از اسرائيل، انتقاد و تحقير دائمي مردم فلسطين و هدف آن ها، جنگ عراق كه يك تهاجم امپرياليستي بود درست مانند حمله به افغانستان، اين حمله ها ابداً به خاطر آزادي، دموكراسي و استقلال نبود اين حمله ها تنها به منظور كنترل منابع انجام شد، بنابراين شاهد تبليغات فراواني هستيم كه بايد خنثي شوند، كه بايد براي آن ها پاسخ هايي آماده كنيم و اين همان چيزي است كه هدف برنامه هاي ماست، هدف مصاحبه ها سخنراني ها و گاهي هم مخلوطي از هردوي ماست.
نفوذاين برنامه ها چگونه است...
ديويد: خوب من فكر مي كنم مردم ايالات متحده بسيار منزوي هستند و نيازدارند كه انسجام و همبستگي را احساس كنند، آن ها با ديگر صداها و اجتماعات ارتياط برقرار مي كنند براي مثال من با نمايندگاني از سازمان هاي غيردولتي( ان جي او)، چون مديا بنجامين، يا كوين داناهر يا سيندي شيهان ارتباط برقرار مي كنم و آن ها در ارتباط با آنچه انجام مي دهند توضيحاتي ارائه مي كنند و اين، آن راهي است كه آمريكايي ها و مردم ديگر در مورد تبادلات جهاني، يا مؤسسات و انجمن هاي تحليل سياست و خط مشي ها و همچنين ديگر گروه هايي كه من با آن ها كار مي كنم، اطلاعاتي به دست مي آورند.
پس شما فكر مي كنيد اين فعاليت ها، اين انزوا را مي شكند و مردم را به سوي راهي براي درك آنچه در بيرون و در مسير اصلي رسانه مي گذرد، راهنمايي مي كند؟
ديويد: شكست انزوا حتي به دلايل روانشناختي و احساسي هم بسيار بسيار مهم است. بسياري از آمريكايي ها فكر مي كنند تنها هستند و هيچ كس آن طور كه آن ها فكر مي كنند، فكر نمي كند، و براي آن ها شنيدن اطلاعات، شنيدن صداهايي كه از آن ها پشتيباني مي كند، كه به آن ها استقامت مي دهد و به آن نياز دارند تا ادامه دهند و بجنگند و همچنين به سازمان هاي مقاومت موجود در ايالات متحده بپيوندند؛ ايالات متحده كشور پيچيده اي است، 300 ميليون نفر، كه همه ي آن ها جرج بوش نيستند، و اين همان فرصتي است كه ما بايد از آن براي باز كردن روزنه و عريض كردن آن، استفاده كنيم .
چطور شما اطلاعات را براي مردم، از جنگ تهيه مي كنيد؟
ديويد: من با مردمي كه اينجا هستند، مانند بلال الامين، ارتباط دارم. او در صور(تير) است و به من گزارشي از بمباران قانا داد. من با مردمي در اينجا، بيروت ارتباط دارم، و اين طور اطلاعات را براي شنوندگان زيادي در ايالات متحده تهيه مي كنم، در ادامه ي صحبت هايي كه رانيا در مورد پوشش شركتي ها از جنگ، داد بايد بگويم، كارشان به طور وحشتناكي بد و بي رحمانه است، مي دانيد كسي چون كريستين امانپور خبرگزار سي ان ان گفته است، اسرائيل قصد اشغال جنوب لبنان را ندارد زيرا او خاطرات دردناكي از اشغال دارد. من فكر مي كنم درست است شايد آن ها خاطرات دردناكي دارند، خاطرات مردم لبنان چه؟ آيا آن ها دردناك نيستند؟ 20000 نفر در اين كشور كشته شدند و هزاران نفر ديگر زخمي، خانه هاي شان ويران شد يا آسيب ديد، آيا اين خاطرات به طريقي دردناك نيستند؟ اما ما هيچ وقت در مورد طرف ديگر چيزي نشنيديم، انجا تنها واقعه ي 7/24 سازمان تروريستي حزب الله را داريم، كه به اسرائيلي هاي بيچاره و بي دفاع ، حمله كرده است و آن ها از خودشان دفاع كردند، فرودگاه و بندرها را بمباران كردند، به مردم غيرنظامي حمله كردند، مانند اين آپارتمان هايي كه ما اكنون در آن ها، در جنوب بيروت نشسته ايم.آليستر كوپر در اجراي برنامه ي روزانه ي خود، اين واقعيت را، هنگامي كه نظاميان اسرائيلي شمال اسرائيل، هنگامي كه اين منطقه( جايي كه مصاحبه برگزار مي شد) و جنوب رابمباران كردند، اين طور جلوه داد؛ مي دانيد آن ها اسرائيلي هايي شجاع و دلاور هستند، آن ها از خودشان در مقابل سازمان تروريست ها دفاع كردند، اما شما هيچ وقت خبري از طرف ديگر نمي شنويد. اول از همه اين كه او عربي نمي دانست وتقريباً سخنان هيچ كدام از اين گزارشگران را نمي فهميد، آن ها نه تنها عربي نمي دانستند بلكه كاملاً نسبت به فرهنگ و تاريخ اين منطقه بي اطلاع هستند، آن ها هيچ چيز راجع به اسلام، دين برتر را نمي دانند،آن ها به شدت نادان هستند و آن ها در مبارزه ي اسرائيل با فلسطين ، اسرائيل را تنها مي شناسند و اين رفتار را در مورد اسرائيل و لبنان هم اتخاذ مي كنند، اين توليدات، گزارش هايي كاملاً تهي و تحريف شده هستند، چون قضاوت آن ها بسيار تبعيض آميز و يك جانبه است.
اين چيز ها بطريقي هم درست هستند، زماني كه مي گويند اسرائيلي ها خاطرات دردناكي در جنوب لبنان دارند، منظورم اين است كه آيا اين درست نيست؟
ديويد: بله اين درست است اما درمورد خاطرات لبنان چه؟ چرا درمورد آن ها چيزي نمي شنويم؟در هنگام تهاجم سال 1978 و 1982 چه لتفاقاتي افتاد، و 18 سال اشغال ، و درمورد حمله ي به لبنان، قبل از شروع جنگ چه، آدم دزدي و كشتار سيدون، براي مثال، در مورد پروازها، در مورد تجاوز ها به حريم هوايي لبنان كه به طور از سوي ارتش اسرائيل انجام مي گيرد چه، اين ها تجاوز به قانون بين المللي است اما هيچ كس از آن خبردار نمي شود زيرا كه اصلاً گزارش نمي شوند.
رانيا: اجازه بدهيد تأكيد كنم اين موضوع تنها به تلويزيون با زنمي گردد، بلكه روزنامه هايي مانند نيويورك تايمز نيز كه آن را روزنامه ي ايالات متحده مي دانند، اين گونه است، به خاطر مي آورم يك يا دو صفحه به داستان سوختن جنگل اسرائيل كه در نتيجه ي فعاليت هاي دفاعي جنبش مقاومت ملي لبنان يا همان حزب الله اتفاق افتاده بود، اختصاص داد. آن ها در مورد جنگل اسرائيل صحبت كردند، اما در اين مورد كه اسرائيل از روي قصد و تعمداً دو بار ذخاير نفتي ساحلي لبنان را بمباران كردند كه نتيجه ي آن بزرگترين بحران نفتي تاريخ لبنان و تاريخ مديترانه را موجب شد، سخني به ميان نياوردند. از اين موضوع حتي به اندازه ي درختان سوخته گزارشي تهيه نشد، حالا ديگر درختان سوخته مهم بودند اما ما نمي توانيم آلودگي عمدي خط ساحلي كه هنوز، يك سال پس از جنگ، نه فقط ما كه همه ي كشورهاي ديگر در اطراف ساحل ما از آن رنج مي برند، را در همان سطح بدانيم. اين تنها يك مثال مقايسه ي ساده است، آيا اين به آن معني نيست كه زندگي انساني عرب ها به اندازه ي زندگي اسرائيلي ها ارزش ندارد.
چرا رسانه هاي شركتي مردم را در تاريكي نگه مي دارند، منظورم اين است كه از اين كار چه سودي مي برند؟
رانيا: هنگامي كه ما به عقب برگرديم ، انگيزه ي همه ي شركت ها ي جهان برا فعاليت شان در يك هدف خلاصه مي شود و آن كسب درآمد وپول است، بنابراين آنچه كه مورد علاقه ي رسانه هاي شركتي نيز هست همين درآمد و پول است و اين دليل فعاليت هاي آن هاست، و هنگامي كه ما نگاه مي كنيم تا صاحبان اين رسانه ها را بشناسيم، مشاهده مي كنيم كه يكي از اصلي ترين ذينفع هاي اين رسانه ها شركت ها ساخت جنگ افزار هستند، و اين هوش مالي اين رسانه هاس كه آن ها را از ساختن هر برنامه و بيانيه اي عليه جنگي كه اسلحه سازي ارتش ايالات متحده در آن دخيل است، باز مي دارد؛ اين تنها يك مثال است و مثال هاي بي شماري در اين زمينه مي توان يادآور شد. بنابراين تأكيد مي كنم برخوردي را كه رسانه هاي شركتي ايالات متحده با لبنان دارن برآمده از يك استثنا نيست، بلكه اين يك قانون است آن ها شبيه همين رفتار را با فلسطين، كلمبيا، كنگو بسياري ديگر از كشورهاي جهان دارند. و اين موضوع را مطرح كردم چون مهم است كه مردم بدانند ، هنگامي كه جامعه اي دچار رنج مي شود، پاسخ نوعي آن به اين احساس اين طور است: " واي خداي من ما تنها هستيم و هيچ كس در دنيا مانند ما در رنج نيست." و من از از بين بردن حبابي كه آن ها خود را در آن محبوس كرده اند متنفر هستم، ولي نه، ما تنها نيستيم، اجتماعات زيادي در سرتاسر دنيا وجود دارند كه مانند ما در رنج و عذاب هستند و بسياري از آن ها گرفتار عذابي به مراتب شديدتر از عذاب ما هستند و ما محتاج اين هستيم كه بدانيم آن ها چگونه در مقابل مشكلي چون مشكل ما مقاومت مي كنند و دوباره رسانه هاي شركتي مردم را از اين موضوع نيز بي اطلاع مي گذارند، چون مصلحت شان در اين است. و دليل ديگر اين برخورد ها عدم وجود تقاضاي كافي از سوي مردم است. البته تقاضا به روشي ديگر، اگر مردم واقعاً طور ديگري تقاضاي خود را مطرح كنند و آن اين كه تلويزيون را خاموش كنند، تنها آن را خاموش كنند، حتي اگر تعدادي از مردم اين شيوه را نمي خواهند، اما تأثيرگذار خواهد بود.
آيا مردم اطلاعات كافي دارند و يا اين ها تنها تفكرات انتقادي آن هاسا، يعني اين ممكن است؟
ديويد: بسيار دشوار است، مردمي را كه در ايالات متحده زندگي نمي كنند و در معرض رسانه ها هم نيستند هدايت كرد. هدايت سطح تبليغات، كه جمعيت كلي با آن اشباع شده هم كار دشواري است، چيزي كه من آن را سلاح سرگرمي جمعي و توده اي مي نامم، منظورم آخرين طلاق هاليوود و يا مرگ آنا نيكل اسميت يا آدم دزدي يك توريست آمريكايي در اروپا، با جزئيات كامل در مورد همه چيز، طلاق بازيگر هاليوود، برد پيت از جنيفر آنيستون و ازدواج دوباره ي او با آنجلينا جولي، نشان دادن صحبت ها و مباحثه ي مردم در اين رابطه: " برد پيت نبايد همسر سابق خود را ترك مي كرد؛ چرا او اين كار را كرد؛ او مرد بدي است" "نه، نه او مرد خوبي است؛ او واقعاً عاشق آنجلينا جولي بود، و او زن بسيار زيبايي است" و به جاي بحث هاي مفيد، بحث هاي اين چنيني در ميان آن ها وجود دارد.
اين مردم هستند كه چنين اطلاعاتي را مي خواهند.
ديويد: اگر شما پيوسته به مردم از اين دست برنامه ها بخورانيد، مردم هم به آن عادت مي كنند، زيرا هيچ چيز ديگري در دسترس ندارند و احساس مي كنند، بازيگر هستند و مي توانند نظراتي در اين باره داشته باشند:" به زني كه در اروپا دزده شده فكر مي كنم و كسي كه اين جرم وحشتناك را مرتكب شده، چرا پليس آن جا نمي تواند قاتل آن توريست آمريكايي جوان را دستگير كند؟ "، و مردم با اين دست از موضوعات سرگرم هستند و درمورد ملزومات متفاوت چيزي نمي دانند و حواس شان بوسيله ي حجم سنگين تبليغات شركت ها كنترل مي شود و هر زمان هم كه گزارشي جدي پخش مي كنند، آن را به شدت تحريفغ مي كنند، مخصوصاً اگر در مورد خاور ميانه باشد، چرا؟ به دو علت كلي، نفت و اسرائيل. ايالات متحده مستبدانه و كاملاً خود را وقف كنترل منابع طبيعي اين منطقه كرده است. اين تصادفي نيست كه آن ها به كشورهاي عراق و يا افغانستان حمله، آنها را اشغال كرد و يا چرا آن ها ايران را تهديد به جنگ مي كنند، زيرا اين ها منابع غني انرژي هستند و البته اگرچه لبنان منطقه ي غني انرژي نيست، اما از لحاظ استراتژيك بسيار پر اهميت است و بيروت مدت زماني طولاني است كه در سياست خارجي ايالات متحده نقش دارد، و مي خواهند اين ناحيه را مركز تجارت و سرمايه گذاري خود كنند و همانند سال هاي 1960 و1970 لبنان را تبديل به مشتري مطيع خود در مقابل برتري ايالات متحده كنند.
خوب، درمورد وبلاگي كه روي آن كار مي كنيد چه؟ آيا مردم زيادي آن را مي خوانند و به صفحه ي سما وارد مي شوند؟
رانيا: اين وبلاگ جديد است، محاصره وبلاگ لبناني كه من سال گذشته بر روي آن كار مي كردم بسيار محبوب شده بود، مخصوصاً لبناني هاي خارج از لبنان كه از من مي خواهند در داخل كشور با مردم ارتباط داشته باشم و مي خواهند بوسيله ي اي ميل با من ارتباط داشته باشند، و از من مي خواهند واسطه ي آن ها و خانواده هايشان شوم؛ و در اين معنا، پرطرف دار است. يكي از مشكلات وابسته به اينترنت، اين است كه اين محيط در حال حاضر بسيار بزرگ است و بسياري از مردم، شفاهاً از آن استفاده مي كنند، اين به آن معني است كه تصور كنيد كه اكنون در اتاقي با هزار نفر جمعيت حضور داريد و 800 نفر آن ها هم زمان با هم در حال صحبت هستند، اين مسئله تشخيص اين كه كدام صدا، صداي معقولي است و كدام صداي ياوه و مهمل، بسيار مشكل مي نمايد؛ و بنابراين اينترنت اهميت بسيار بالايي دارد. اينترنت دموكراسي عرضه مي كند و همين طور رسانه اي را در اختيار مي گذارد، با اين حال ما بايد ادامه بدهيم و در مسير اصلي رسانه حركت كنيم و يا نوعي تقليل در مسير اصلي رسانه بوجود آوريم و كاملاً رسانه ي متفاوت را تقويت كنيم.
شما داشتيد به من مي گفتيد كه رسانه جايگزين در ايالات متحده در حال رشد است، خوب اين جا تنها راديو جايگزين نيست، روش هاي ديگري هم وجود دارد...
ديويد: حقيقتاً راديو جايگزين مستقل هياهويي در ايالات متحده و ديگر كشورهاي جهان برپا كردو به علاوه مراكز رسانه اي وجود دارد كه در آن جا جوانان براي يادگيري ويرايش و توليد كامپيوتري دور هم جمع مي شوند و سرانجام مي توانند برنامه هاي راديويي و مستند و همچنين مصاحبه بسازند و اين كار را با استفاده از كامپيوتر به عنوان ابزار ساخت انجام مي دهند و آن ها مي توانند اين فايل هاي صوتي و تصويري را پخش كنند، من خود يكي از اين برنامه ها را كه در پورتو آلجري برزيل ساخته شده بود، هنگامي كه براي گردهمايي جهان اجتماعي در آن جا حضور داشتم ديدم؛ كه به پاريس، لندن، نيويورك، دوربان، دهلي نو، توكيو وديگر قسمت هاي جهان فرستاده شد. اين يك پيشرفت چشمگير كارآمد است و چون كه عصر تكنولوژي ديجيتال است، از اين لحاظ نيز كيفيت شنيداري و ديداري اين كار عالي است. در حال حاضر ما ديگر مانند گذشته با نوارها كار نمي كنيم. تعداد بسيار زيادي از ايستگاه هاي راديويي و ايستگاه هاي تلويزيوني بي نياز به سيم در ايالات متحده وجود دارند تلويزيون هايي كه لينك هستند و تلويزيون سخنراني آزاد و همچنين برنامه هاي مستقلي چون " دموكراسي همين حالا" كه در بيش از چهارصد پايگاه راديو و تلويزيون در ايالات متحده و در سرتاسر دنيا پخش مي شود و بسياري از مردم از طريق اينترنت به اين برنامه گوش مي دهند و يا نگاه مي كنند.
آيا شما فكر مي كنيد نسل آينده ي آمريكا تفكراتي انتقادي خواهند داشت؟
رانيا: هنگامي كه ما در مورد نسل آينده صحبت مي كنيم، در واقع يعني در مورد اكثريت مردم صحبت مي كنيم و من نمي توانم كاملاً بگويم كه در آن حدي هستيم كه با اكثريت رو به رو باشيم، شرح وضعيت كنوني ما، مردمي هستند كه در حال تأثير پذيري هستند و تعدادشان رو به افزايش است.جهت گيري به سمت دولت است و اين بدان معني است كه جزو اقليت هاي قابل توجه خواهيم شد. به طور نمونه، ذهنگامي كه تاريخ را مطالعه مي كنيم مي بينيم كه تاريخ را همين اقليت ها تغيير داده اند. ما لزوماً به اكثريت نياز نداريم بلكه تنها به اقليتي بسيار آموزش ديده، پر انرژي و متحد نياز داريم، اين فرمول در سرتاسر جهان نتيجه داده و مردم ره به سوي تغيير كشورهايشان پيش برده است و شايد ما در آن حد باشيم، من، شخصاً، بسيار خوش بين هستم.
شما چطور فكر مي كنيد كه در اين مرحله مي توانيد تأثيرگذار باشيد؟
رانيا: وقتي بررسي مي كني كه چه نوع اطلاعاتي براي تغيير چشم انداز مردم نياز است، شما در خودتان و ديگران به اين نتيجه مي رسيد كه، اگر تنها به شما بگوييم كسي مرتكب اشتباهي شده، كافي نيست؛ بلكه بايد به شما توضيح داد كه مي توانيد در جهت درست كردن اين اشتباه كاري انجام دهيد و اين آن چيزي است كه شما مي توانيد انجام دهيد، و سپس شرح دهم كه شما چگونه مي توانيد واقعاً بر روي قرباني يا قرباني كننده تأثير داشته باشيد . تنها دادن اطلاعات براي به حركت واداشتن مردم كافي نيست و در قبال كاري كه انجام مي دهند تنها گفتن كارتان درست است كافي نيست.
فكر نمي كنيد كه شما هم بايد آن چه را مي خواهيد مانند لقمه اي آماده در دهان شان بگذاريد همان طور كه رسانه هاي شركتي اين كار را مي كنند، اما عقايدي مخالف با آن ها و متفاوت؟
رانيا: مي توانيد بحث كنيد كه نوع ديگري از تبليغات را پيش بگيريم اما اين تبليغات مسلماً لقمه ي آماده نخواهد بود، زيرا آنچه لقمه ي آماده به آن نيازمند است حذف تفكرات انتقادي است. و به ويژه در برنامه هاي ديويد تفكرات انتقادي پايه و اساس همه ي مصاحبه ها،سؤالات و روشي است كه مردم براي پاسخ دادن به سؤالات برمي گزينند. بنا براين شما نمي توانيد به يكي از اين مصاحبه ها نگاه كنيد و فكر نكنيد اين غيرممكن است و شايد شما بتوانيد ادعا كنيد كه ما مشغول نوع ديگري از تبليغات انقلاب هستيم، تبليغ مقاومت و اميد و من هيچ ردي بر اين موضوع ندارم؛ اما اگر ما را به لقمه ي آماده دادن متهم كنيد كمي غيرمنصفانه است زيرا كه اين كار نيازمند بي حسي و رخوت استنيازمند ساكت كردن ذهن است و ما براي بيدار كردن اذهان و انرژي مند كردن باطن و وجدان، بسيار تلاش مي كنيم.
صحبت درمورد جوانان و دانشجويان دانشگاه. فكر مي كنم مطالعه اي در دانشگاه هاروارد بوسيله ي ماروين كالب انجام شده كه راجع به رسانه است، در واقع نام اين مقاله را يك رسانه مانند يك اسلحه در جنگي متقارن. او در اين رساله نشان مي دهد كه چگونه اسرائيل و جامعه ي باز و آزاد آن بوسيله ي آزادي خود قرباني شد، اين يك تحقيق دانشگاهي و دقيق است، شما چه طور به آن انتقاد مي كنيد؟
رانيا: اول اين كه مي خواستم بدانم او چگونه جامعه ي باز و آزاد را تعيين مي كند و سپس مي خواستم بدانم چگونه قرباني شدن را تعريف مي كند، من فكر مي كنم اين تحقيق در هردو مورد اشتباه كرده است، اگر ما جامعه ي باز و آزاد را به جامعه اي تعبير كنيم كه همه ي شهروندان آن به طور مساوي رفتار مي كنند و دسترسي هاي يكسان به خلق اطلاعات و دريافت آن دارند، مي بينيم كه اسرائيل در اين مقوله شكست خورده است، زيرا شما نمي توانيد در كشوري بي عاطفه زندگي كند و از آزادي صحبت كند مگر اين كه از آزادي در مقابل يك بخش از جامعه صحبت كنيم، اين يك ديدگاه است و دوم اين كه اگر بخواهيم در مورد آن صحبت كنيم، كه من فكر مي كنم اين مرد به آن پرداخته، اطلاعاتي بود كه به سهولت در اسرائيل انتشار مي يافت و نتيجتاً منجر به قرباني كردن مي شد، اين كه بخواهيم بيانديشيم اطلاعات مي توانند قرباني كنند، ترسناك است اما با قبول اين واقعيتما در مسير خواهيم بود اما توجيه ديگر تغيير شكل جوامع مان و يا افزايش تغيير شكل جوامع مان به يك جامعه ي فاشيستي است در اين صورت است كه مي توانيم ادعا كنيم اطلاعات خطرناك هستند. من در مدرسه اي درس مي خواندم كه مي گفت هيچ نوع اطلاعاتي خطرناك نيستند حتي اگر اطلاعاتي باشد كه از يك ايدئولوژي مخالف آمده است، و من اين را مي گويم چون به آن اعتقاد دارم، اگر ديويد چيزي براي گفتن دارد اين از يك جنبه ي فكري متفاوت از من آمده است و شما آن را مي شنويد و اين لزوماً به اين معنا نيست كه گفته هاي من غلط است، اگر شما از يك اسرائيلي بشنويد كه از صهيونيزم حمايت مي كند، او مي تواند از صهيونيزم هر چه قدر كه مي خواهد حمايت كند، مي تواند هر چقدر كه مي خواهد از نژادپرستي حمايت كند و همين طور مي تواند هرچه مي خواهد از اشغال حمايت كند، اين اظهارات در حقايق موجود بر روي زمين،هيچ تأثيري نخواهد گذاشت، اين كه ميليون ها فلسطيني اكنون چهل سال است كه رنج اشغال آن ها را مي آزرد و ميليون ها نفر از سال 1948 از شديدترين نوع نژادپرستي در رنج هستند بنابراين دوباره تكرار مي كنم كه اطلاعات هم مي توانند جوامع را قرباني كنند و مي توانند كاملاً مضر باشند.
شما چي فكر مي كنيد ديويد؟
ديويد: من خيلي از مطالعات هاروارد فقط به خاطر اين كه از هاروارد آمده است، تحت تأثير قرار نگرفتم و ماروين كالب نيز در طول سال هاي زيادي، خبرنگار سابق سي وي اس يكي از آن شبكه هاي مشكل سازي كه تبليغاتي با پايه و اساس منظم مي ساختند، بود او به خاطر تفكرات مستقلش شناخته شده نبود بلكه فقط به اين خاطر كه از هاروارد آمده، مجذوب كننده نيست.
يك نفر ديگر اين تحقيق را بسيار تأثير گذار مي دانست و به قول شما مجذوب كننده.
ديويد: شايد براي اين لحظه كه ما اين جا در بيروت، در لبنان نشسته ايم، پوشش تاريخي حزب الله در طول اين سال ها تحريف شده باشد و يك طرف به روشني از آن به عنوان سازمان تروريستي ياد كند، پس آن چه كه من در برنامه هايم انجام مي دهم ريشه در تجربيات من در اينجا دارد و مخصوصاً از جنوب و جبخش جنوبي كشور ديدن كرده ام و به آمريكايي ها مي گويم حزب الله تنها يك سازمان سياسي است و اعضايي نيز در مجلس داردكه بوسيله ي همين مردم انتخاب شده اند، آن ها برنامه هايي براي فراهم آوردن آسايش و رفاه براي مردم لبنان در نظر دارند كه به آن ها اهميتي داده نمي شد، تاريخ ثبت كرده است كه شيعه ها در لبنان جزو اقشار محروم هستند، آن ها هدف نژادپرستي هستند، و اين دليل خوبي بر اين مدعاست كه از سال1932 كاملاً صحيح انجام نشده، چرا سرشماري انجام نشده ؟ زيرا اطلاعات غلطي از اينكه چه كساني قدرت دارند و مي خواهند قدرت را نگه دارند، توليد مي كند. در ملاقاتي كه من از كلينيك هاي جنوب لبنان به عمل آوردم متوجه شدم تمام امكانات مراقبت قبل از تولد و بعد از تولد نوزادان را حزب الله براي اين مراكز تهيه كرده است و اين خبرتكان دهنده اي براي آمريكايي هاست زيرا آن ها فكر مي كنند نيرو هاي حزب الله همگي بمب گذاران انتحاري هستند و همگي متعصباني ديوانه اند كه مي خواهند زنان و كودكان را مخصوصاً بمباران مي كنند و مي كشند و اين يكي از كارهايي است كه آن ها سعي در انجام آن دارند.
شما به آن ها در مورد عمليات هاي نظامي كه حزب الله انجام داده چه مي توانيد بگوييد؟
ديويد: خوب حزب الله... اجازه بدهيد برايتان مثال ديگري از گزارشي طرفداري متعصبانه در راديو همگاني و ملي عنوان كنم، كه به عنوان برنامه اي بسيار خوب و آزاد منتشر شد؛ آن ها مصاحبه اي با مارتين انديك،سفير سابق آمريكا در اسرائيل داشتند و آن چيزي كه ذكر نشد اين بود كه او عضو سابق اي پي ايي سي ، كه بزرگ ترين طرفدار صهيونيست و لابي در ايالات متحده بود. اين در مقدمه ي ذكر نشده بود ، همه ي آن چيزي كه شما درباره ي او مي دانستيد اين بود كه مدير مؤسسه ي بروكينگ( سازش) در واشنگتون دي سي استو او به گزارشگر راديو ملي و همگاني گفت:" حزب الله مسئول انفجار و كشته شدن 241 تفنگدار دريايي در اكتبر 1983 و اين جنايتي بزرگ بود و حقيقت باطن حزب الله را نشان مي داد. اين سازمان داراي روح پليدي است كه تروريسم را هدايت مي كند" خوب اينجا يك مشكل كوچك وجود دارد، كه از لحاظ وقايع نگاري در سال 1983 حزب الله وجود نداشت اين سازمان در سال 1984 هم وجود نداشت و در سال 1985 پا به عرصه ي وجود گذاشت، با اين كه اين موضوع حقيقت دارد هركس هم از آن به مانند يك حقيقت صحبت مي كند" آه اين وحشتناك است آن ها تفنگداران دريايي را در يك انفجار كشتند، چقدر ديوانه هستند، شما نمي توانيد با آن ها ارتباط داشته باشيد، آن ها متعصباني ديوانه هستند" و اما اگر آن ها سيد حسن نصر الله و عقبه و هدف او را مي شناختند و احساس رضايت او از صحبت كردن و آزادي را؛آن ها عقيده اي بسيار متفاوت از اين در مورد حزب الله داشتند؛ ولي گزارش كاملاً يكطرفه بود وخيلي عادي با آن برخورد شد، او در ابتدا دروغ گفت، سپس آن دروغ ها را مانند يك واقعيت تكرار كرد، و اين موضوع در ذهن آمريكايي هايي كه اين گزارش با ديدگاهي يك جانبه از درگيري را مشاهده كرده بودند، توليد شد.
آيا ما مي توانيم از رسانه به عنوان نوعي جنگ افزار ياد كنيم؟
ديويد: البته كه نوعي اسلحه است، اين اسلحه سرگرمي جمعي است و نيروي بسيار قوي در قالب بندي كردن ذهن و عقيده ي مردم دارد، ما ديده ايم كه چگونه در شرايط مختلف تاريخي تأثير مي كند. بهترين نمونه هم در سال 1930 در آلمان بود، هنگامي كه حجم عظيمي از تبليغات در آن كشور وجود داشت.
رانيا: دروغ ديگري هم وجود دارد كه اكنون دررسانه هاي ايالات متحده از آن تبليغ مي شود و حتي تصادفاً برخي از رسانه هاي متفاوت نيز از آن تبليغ مي كنند و آن اين است كه مي گويند خشونت اعمال شده در لبنان از زمان پايان جنگ داخلي بيشترين خشونتي است كه تا كنون اعمال شده.آن ها چطور مي توانند حافظه ي كوتاه مدت يا انتخابي براي فراموش كردن خشونتي كه سال گذشته در بمب ها و دستان ارتش اسرائيل، داشته باشند به نظر مي رسد كه از روي سال هاي 1975 تا 1991 و سپس به 2001 تا 2007 پريده اند.
زيرا كه آن ها داخلي بودند.
رانيا: اما اظهارات چنين چيزي را تصديق نمي كند، و اين بالاترين سطح خشونت داخلي در لبنان است، بياناتي كه در انتشارات و تلويزيون ايالات متحده وجود دارد مبني براين است كه اين خشونت از زمان جنگ داخلي بزرگترين خشونت لبنان است، اين بيان كاملاً اشتباه است ولي بسيار زياد تكرار شده است، حتي مردمي با نيت هاي نيكو و كساني كه سعي براي حقيقت و صداقت تلاش مي كنند هم اگر شما اشتباهي را مكرراً تكرار كنيد برايشان تبديل به واقعيت مي شود و همه آن را مي ذيرند. و من باز هم تكرار مي كنم اگر مردم باشبكه هاي تلويزيوني بد مواجه شدند و اگر تنها حتي براي خودشان نگران هستند، حتماً تلويزيون را خاموش كنند كه واقعاً مضر است، روزنامه بخوانند بحث و جدل با روزنامه به مراتب آسان تر از تلويزيون است. تحقيقاتي با موضوع سطح نگاه كردن به برنامه هاي تلويزيون و تأثير واقعي آن انجام شده كه نتيجه يآن چنين است. مردمي كه اخبار روزانه را اصولاً از تلويزيون دريافت مي كنند، نتيجه ي آن كمتر دانستن نسبت به كساني است كه اخبار را از غير از تلويزيون مي شنوند. و اين واقعاً بر آن ها تأثير منفي داشت، و آن ها تحقيق ديگري انجام دادند تا بدانند آمريكايي ها چقدر در مورد فلسطين و كشمكش ما با نيرو هاي اشغال گر اسرائيل، مي دانند و نتيجه ي آن اين بود كه اكثر آمريكايي ها فكر مي كردند، در واقع اين فلسطين بوده است كه اسرائيل را اشغال كرده و هيچ آگاهي در مورد اين كه اين دولت اسرائيل بود كه زمين هاي فلسطين را اشغال كرد نداشتند چون تا به حال چيزي از آن براي شان ارائه نشده بود.
آن ها انتخاب ديگري نداشتند؟ آن ها كانال هاي ديگري را نمي توانستند تماشا كنند...
رانيا : وقتي كه شما به خانه برمي گرديد و تلويزيون را روشن مي كنيد،شما ميان چندين شبكه ي اصلي كه همگي شبيه به هم هستند حق انتخاب داريد!مگر اين كه شما بدانيد چيزي اشتباه است و پيام غلط دريافت مي كنيد و من مي خواهم تأكيد كنم اين پيام غلط را حتماً مردم آمريكا در مورد خاور ميانه دريافت مي كنند، نه تنها اين نيست، آن ها پيام غلط در مورد كشور آمريكا نيز دريافت مي كنند، آن ها حتي درمورد محله شان هم پيام غلط دريافت مي كنند. من در ايالت كلومبوس اهايو، يكي از ايالات مركزي ايالات متحده زندگي مي كنم. در طول اغتشاشات نژادي، يكي از شهر هاي اين ايالت به طرز وحشتناكي گرفتار اين اغتشاشات نژادي بود، اما تلويزيون در كنار همين آشوب ها نه تنها پوششي به آن نداد بلكه در همان زمان، شش دقيقه، كه براي تلويزيون وقت زيادي است، به حرف زدن در مورد خانه اي با تعداد زيادي گربه اختصاص داد!آن ها تصميم گرفتند كه موضوع خانه اي با تعداد زيادي گربه مهم تر از آشوب نژادي در همسايگي است! پس دوباره تكرار مي كنم ما مردمي داريم كه درمورد لبنان، فلسطين و ايران گمراه شده اند و ما مردمي داريم كه گمراه شده اند چون آن ها اطلاعات خود را تنها مي توانستند از تلويزيون و روزنامه هايي كه نگاهي يك جانبه دارند و بوسيله ي تعداد بسيار اندكي كنترل مي شد، بگيرند.
شما قبلاً گفتيد كه در اخيرا در ايران بوده ايد، مردم ايالات متحده، ايران را چگونه مي بينند، ما شنيده ايم كه آن ها را مانند هيولاهايي شرور مي بينند، هيولاهايي كه سعي دارند سلاح هاي اتمي خود را بسازند....
ديويد: در ايالات متحده ما همين چيز هارا درباره ي ايران مي شنويم، همانطور كه قبل از حمله به عراق در مورد آن ها مي شنيديم و قبل از حمله به افغانستان هم همين طور، و اين يك تهديد در حال رشد است، خطري است كه بايد از آن ترسيد. محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران كه هميشه در زمينه اي منفي معرفي مي شده است، شرح مي دهد: ايران رژيمي مستحكم و پابرجا دارد و مردمي كه از آن حمايت ميكنند قوياً بر اين عقيده اند كه ايالات متحده را ويران كنند، منظورم اين است كه تمام اين ها چرند است و قابليت انجام هيچ چيز را ندارد.استانداردهايي كه ايران با آن اداره مي شود بسياراز استانداردهاي ايالات متحده متفاوت است. و من بايد بگويم كه شوراي امنيت ايالات متحده در مقابل اين كه ايران كاري در راستاي انرژي هسته اي خود انجام دهد مخالف است در حالي كه پاكستان متحد بسيار نزديك ايالات متحده كه سلاح كشتار جمعي، و سلاح هسته اي، در اختيار دارد، يكي از امضا كنندگان پيمان منع گسترش سلاح اتمي نيست اما ايران هست و نمي تواند انرژي هسته اي داشته باشد. اگر ما كمي در گزارشات مان صادق باشيم، مردم خواهند فهميد كه هيچ منعي براي گسترش انرژي اتمي و استفاده ي آن دراهداف صلح آميزوجود ندارد و اين آن چيزي است كه ايران ادعاي آن را دارد.
آيا ملل متحد همه ي آن چيزي را كه بايد بدانند، مي دانند؟
ديويد: نه مردم كمي از اين چيزها خبر دارند. مثلاً ايالات متحده اخيراً گروه هاي ناو هاي هواپيما بر خود را درست در خارج از مرزهاي ساحلي ايران دوبرابر كرده است. وقتي كه مي گويم گروه هاي ناو هواپيما بر جنگي،منظورم تنها يك ناو هواپيما بر با يك هواپيماي جت بر روي عرشه ي خود نيست بلكه منظورم، زيردريايي ها، مين روب ها، ناوشكن ها، رزم ناو ها،هلي كوپتر ها،كشتي هاي تفنگداران دريايي و همه ي انواع كشتي در چنين آرايش عظيم نيروي دريايي؛ و اين براي مردم آمريكا و ديگرمردم دنيا مانند يك فعاليت عادي معرفي مي شود. تنها شما تصور كنيد كه لبنان نيروي دريايي دارد و كه اين نيروي دريايي ناو هواپيمابر و زيردريايي در اختيار دارد، و نيروي دريايي لبنان در خارج از ساحل نيويورك فعاليت هاي روتين و مانورهاي عادي خود را انجام مي دهد، مانند خودشان؛ فكر مي كنيد عكس العمل شان چيست، در عرض چند ثانيه لبنان را به دليل رفتار تهديدآميز بمباران مي كنند. خوب اكنون ايران هدف آينده ي حمله ي ايالات متحده است و در داخل ايالات متحده نسبت به اين عمل مقاومت هايي مشاهده مي شود و من فكر مي كنم اين به خاطر فاجعه اي است كه در عراق روي داد و فاجعه ي رو به رشد افغانستان و اين كه مردم به اندازه ي كافي جنگ ديده اند و ديده اند كه دولت به آن ها دروغ گفته است و لزوماً به تهديد بودن ايران اعتقاد ندارند، چطور ايران مي خواهد به ايالات متحده حمله كند در حالي كه حتي نيروي هوايي ندارد.
آيا شما دليلي داريد؟ اين حقيقت دارد كه شما مي توانيد به ما اطمينان دهيد كه ايالات متحده قصد حمله به ايران را دارد؟
ديويد: آن ها قطعاً تصميم به انجام فعاليت هاي نظامي در اين منطقه داشتند، وقتي مي گويند هيچ گزينه اي خارج از ليست نيست، اين اعترافي است به اين معني است كه فلان چيز در ليست قرار دارد و حتي برخي جزئيات قابل توجه از هدف هاي مورد نظر خود را هم جمع وري كرده است، زماني كه در تهران بودم و اين جزئيات در رسانه هاي عمومي آشكار مي شد. هنگامي كه در تهران در حال راننگي در منطقه اي مانند اين بودم، دوستم به من گفت: آن ساختمان را آن جا ببين، يكي از هدف هاي ايالات متحده است و قصد بمباران آن را دارند! و خوب ما واقعاً آن اطلاعات را داشتيم. و تنها اطلاعاتي در مورد نطنز نبود، بلكه صدها و صدها هدف در داخل ايران انتخاب شده است، بي ثباتي در ايران ادامه دارد و ايالات متحده ده هاميليون دلار صرف شيوع گرو هايي كرده است كه بي ثباتي راشيوع دهند و سعي كنند و دولت را واداربه عقب نشيني كنند، در تهران ايالات متحده خود را وقف تغيير رژيم آن كشور با اين گروه ها، يا بوسيله ي ابزارآلات نظامي و يا برپايي اغتشاشات داخلي، كرده است. و اين سياست ايالات متحده است؛ مي دانيد آمريكا هرگز انقلاب اسلامي سال 1979 را نپذيرفت. اين يكي از بزرگترين چهره ي قانون امپرياليستس ايالات متحده در خاور ميانه است، زيرا شاه ايران يكي از هم پيمانان صميمي ايالات متحده محسوب مي شد و هرگز انقلاب را نپذيرفت و سپس از زمان 1979 آن ها سعي كردند بي ثباتي را در ايران حاكم كنند.
من تنها يك سؤال ديگر دارم ، چرا شما فكر مي كنيد كه حزب الله از رسانه به عنوان سلاح استفاده مي كند، و آيا به نظر شما از آن به نحو احسن استفاده مي كند؟
رانيا: اين سؤال بسيار بزرگي است، كه فكر مي كنم به بحث مخصوص به خود نياز دارد. استفاده ي حزب الله از رسانه مخصوصاً تلويزيون المنار و راديوي النور، به نظر من قدرتمندترين كاري است كه حزب الله انجام مي دهد. درجنگ ماه جولاي، جريان پخش آن ها در هوا ادامه داشت، براي ارتش اسرائيل غيرممكن بود كه بتواند تلويزيون النار را و يا راديو نور را بگيرد، يعني پخش آن را از جريان بياندازد، كه اين حركت به خودي خود براي حزب الله مقاومتي بسيار درخشان بود و همين طور ظهور ابزاري بدون خشونت بود كه به اشغال و تجاوز قاطعانه، نه بگويد. حزب الله از اين طريق استفاده ي بسيار قدرتمند و توانمندي از رسانه ي مقاومت داشت كه به سادگي با هوا حركت مي كرد.
خيلي ممنون هستيم از ديويد بارساميان و رانيا المصري، خداحافظ.